اشارات فرهنگی

درباره دین | فرهنگ | ارتباطات

نظریه شخصیت و انفعال خبری ایران

برخی از کشورها یک یا چند خبرگزاری، شبکه خبری تلویزیونی یا روزنامه ای دارند که در جهان جریان ساز است

یکی از الزامات داشتن یک رسانه قدرتمند، داشتن خبرنگاران حرفه ای است که فراتر از وابستگی مالی، به آن رسانه تعلق فکری داشته باشند و با آرمان ها و ارزش هایش همسو باشند، یعنی کارمند آن رسانه نباشند، طرفدار آن رسانه باشند

نظریه شخصیت می گوید:

شخصیت خبرنگاران در شکل دهی به خبرها موثر است ، بنابراین نیروی انسانی شاغل در رسانه ها یکی از مهمترین عوامل تولید و انتشار خبر است که از مراحل اولیه یعنی جمع آوری اطلاعات تا نوع دسترسی به منابع، برقراری روابط با منابع تا قدرت تخصصی و حرفه ای در پردازش و تنظیم شکلی و محتوایی خبر موثر است.

صدها خبرنگار فرستاده ایم جای جای جهان اما به نظر می رسد بود و نبودنشان برای انقلاب تفاوتی ندارد

اما یک خبرنگار انقلابی فرستادیم فرانسه، نتوانستند تحملش کنند، چون داد می زد که پادشاه لباس ندارد!

یا یک خبرنگار انقلابی فرستادیم لندن و او هم آن روی سکه غرب متمدن و با کلاس را نشانمان می داد، تصویری که هیچ وقت هیچ دوربینی نشان نمی داد ...

برای فعال شدن ایران در عرصه خبری، بیش از همه نیاز به خبرنگارانی داریم که یک انقلابی باشند.

 

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱۱/۱٢

بازداشت سربازان آمریکایی و افزایش قدرت نرم ایران

بخش مهمی از محبوبیت و قدرت نرم ایران در جهان اسلام، ناشی از مقاومت و مبارزه با آمریکا و اسرائیل است

ماه های اخیر، مذاکرات ایران و غرب این ذهنیت را برای برخی در جهان اسلام ایجاد کرده بود که ایران تسلیم شده است

 

اما اقدام هوشمندانه سپاه در رسانه ای کردن بازداشت سربازان آمریکایی - بر خلاف دفعه قبل - بار دیگر این پیام را به جهان اسلام مخابره کرد که ایران همچنان بر مبارزه با سیاست های ظالمانه آمریکا ادامه خواهد داد و مذاکرات به معنای دست کشیدن از آرمان های انقلاب نیست.

 

کامنت یکی از اعراب در سایت خبری رای الیوم: اعراب باید سیاست ایرانی را بیاموزند، به جای خیانت و نابودی یکدیگر

پی نوشت:

بی سیاستی اخیر زمامداران ترکیه و بیان نیاز متقابل ترکیه و اسرائیل به یکدیگر، به طور طبیعی بخشی از محبوبیت و قدرت ترکیه در جهان اسلام را از بین برد.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٥:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢٧
تگ ها : و غیره

بی منطقی راشد الغنوشی در مواجهه با منطق شیعه

شیخ مبارک بعداش (متولد 1935)، یکی از رهبران شیعیان تونس است

او که از دوستان صمیمی و همشهری راشد الغنوشی بود، به همراه وی و چند نفر دیگر از دوستانشان (أحمیدة النیفر، عبدالفتاح مورو، صلاح الدین الجورشی و صالح کرک)، شاخه اخوان المسلمین را در تونس راه اندازی کردند؛ حرکه الاتجاه الاسلامی که امروزه حرکه النهضه نامیده می شود.

پس از مدتی (در دهه 1980)، شیخ مبارک، با چند سوال یک جوان شیعه مواجه می شود اما با همه علمیتش از پاسخ دادن به آنها باز می ماند

سه سوال جوان شیعه از او چنین بود:

هنگامی که پیامبر(ص) به مدینه هجرت کرد، دخترش فاطمه(س) را به چه کسی سپرد؟

حضرت علی(ع) بعد از انجام توصیه های پیامبر(ص) چگونه و با چه کسی از مکه به مدینه هجرت کرد؟

چرا پیامبر(ص) پس از هجرت، مدتی را در اطراف مدینه ماندند و وارد شهر نشدند؟ پیامبر منتظر چه کسی بود؟

شیخ متوجه می شود که بسیاری از بخش های تاریخ را مورخان کمرنگ و بلکه پنهان کرده اند تا کمتر نامی از علی(ع) و فاطمه(س) تکرار شود؛ پنهان کاری های تاریخی  او را به سمت مطالعه دقیق تر کشاند

 

شیخ مبارک می گوید: در همان ایام راشد الغنوشی سراسیمه به منزلم آمد و گفت:

هل تشیعت؟ فقلت له: إننی أسالک عن ثلاثة أمور فإن أجبتنی عنها تخلیت عن التشیع. فقال: لاأرید أسئلتک لأنّنا لانستطیع أن نجاری الشیعة فی النقاش والحوار، فهم حزب قد شیدوا معتقدهم وأحکموا بناءه منذ زمن قدیم، ولهم تاریخ حافل من أیام الإمام علیّ (علیه السلام)! فاستغربت من جوابه! وکان اعترافه هذا محفّزاً لتمسکی بالتشیع، وذلک لأنّنی کنت أظن أنّ الشیعة أضعف منّا، وإذا برائد حرکة الأخوان فی تونس یقرّ بضعف العامة ـ قدیماً وحدیثاً ـ أمام الإمامیة، فوجدت من غیر اللائق لأیّ عاقل أن یتسلح بالعصا ویترک السیف!

آیا شیعه شده ای؟

گفتم: من از تو سه سوال می پرسم اگر جواب دادی از مذهب تشیع کناره می گیرم

راشد الغنوشی گفت: نمی خواهم سوال بپرسی، ما نمی توانیم در بحث و گفتگو با شیعه مقابله کنیم، آنها اعتقاداتشان را از سالیان قدیم محکم کرده اند و آنها از زمان امام علی تاریخ سرشاری دارند.

از پاسخش شگفت زده شدم و اعتراف او مرا در عقیده ام محکم تر کرد، گمان می کردم شیعه از ما ضعیف تر است اما وقتی دیدم رهبران حرکت اخوان در تونس هم به ضعف مذهب اهل سنت در مقابل مذهب تشیع در گذشته و حال اعتراف می کنند، دیدم شایسته نیست که انسان عاقل شمشیر را رها و عصا را انتخاب کند.

 

پی نوشت:

برای مطالعه بیشتر - به زبان عربی - : + و +

شیخ مبارک بعداش: یک ساعت در هفته یک برنامه تلویزیونی به من بدهید، خواهید دید که اهل سنت تونس شیعه می شوند (عربی)

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢٠
تگ ها : دین

حفص از عاصم، هر دو شیعه و شیعه متهم به داشتن قرآن خاص!

یکی از شگفتی ها این است که

حفص شیعه بود

استادش، عاصم، هم شیعه بود

و قرآن رایج در اکثر کشورهای اسلامی طبق قرائت حفص از عاصم است، حتی در عربستان

آن وقت شیعه متهم می شود که قرآنش با قرآن بقیه مسلمان ها فرق می کند!

این نکته را یکی از شیعه شدگان می گوید: غسان نعمان ماهر السامرائی

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/٢٠
تگ ها : دین

گریفین و جدیدترین نظریه های ارتباطات

گریفین یکی از نخبگان برجسته علم ارتباطات است (دکتر عبداللهیان

وی در کتاب نظریه های ارتباطات خود که به ویراست نهم رسیده است، مجموعه تقریبا کاملی از نظریات ارتباطات را جمع آوری کرده است

در این صفحه، می توانید مروری بر همه بخش های کتاب داشته باشید

و در این صفحه و این صفحه، مروری بر لیست نظریه های ارتباطات نوشته شده در کتاب.

 

پی نوشت:

دانلود ویراست هشتم کتاب

ویرایش چندین باره کتاب در غرب بیش از ایران انجام می شود؛ در ایران بعضی ها ویرایش مجدد را این طور معنا می کنند که: ببخشید، قبلی ها کلا اشتباه بود، شرمنده! به همین دلیل هم کتابی که چاپ شد دیگر هیچ وقت بازبینی و ویرایش نمی شود.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٧/۱

خندوانه و سطح خنده

علی مسعودی در رقابت با شقایق دهقان پیروز شد

سوژه اصلی مسعودی، خاطرات کودکی اش و به طور خاص «تمسخر پدر مرحوم» ش بود، خاطرات یادگرفتن رانندگی از پدری تقریبا دیوانه!

کوچکترین بی حرمتی به والدین در تعارض با فرهنگ اسلامی ایرانی ما است

خندوانه باید بخنداند و در این کار هم موفق بوده است

اما باید سطح خنده را هم بالا ببرد

مردم نباید به هر جوکی بخندند، باید سطح خنده را هم بالا برد

پی نوشت:

رامبد جوان نسبت به بسیاری از تولیدکنندگان آثار طنز صدا و سیما یک سر و گردن بالاتر است. او فقط نمی خنداند، بلکه می خنداند و به فکر فرو می برد؛ این هوشمندی اش را باید در خندوانه هم همچنان حفظ کند.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۳۱

ما الان یک چیزی هستیم

به نظرم، به هر کس که حکم مسئولیتی می دهند، باید این صحبت های حضرت امام(ره) در مراسم تنفیذ شهید رجایی را هم در کاغذی بنویسند و هر دو را با هم تحویل آن آقای رئیس بدهند:

 

امروز باید همان‌طوری که در سابق به رئیس‌جمهور سابق بعضی مطالب را تذکر دادم، به آقای رجائی هم تذکراتی بدهم که قضیه‌ی مقام و ریاست هرچه باشد، این وقتی‌که نظر انسان یک نظر محدود دنیایی باشد، این مقامات، انسان را ازخودش بی‌خود می‌کند، این‌ها را مقام می‌داند.

شما حساب کنید که این سیاره‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم به اسم زمین، در مقابل منظومه‌ی شمسی چه قدر است و این منظومه‌ی شمسی که ما یکی از سیارات کوچکش را در آن زندگی می‌کنیم، در مقابل کهکشان چه قدر است و این کهکشان‌هایی که تا کنون کشف شده است که گفته می‌شود که تا آن قدری که از ستاره‌های نورانی کشف شده است به مقدار شش میلیارد سال نوری است؛ یعنی، اگر نور آن ستاره‌ای که در آخر است بخواهد بیاید به پیش ما، شش میلیارد سال نوری طول می‌کشد و آن چیزی که ماورای این‌هاست و باز کشف نشده است، حتماً بدانید که بیش از این معانی است، این‌ها هم در مقابل عظمت خالق ناچیزند.

ما باید چقدر ضعیف باشیم که در این ذره‌ای که خودش و آن منظومه‌ای که این یکی از ستاره‌های کوچکش است، اصلاً به‌حساب نمی‌آید و اگر گُم بشود نمی‌تواند پیدایش بکنند، در این غائله‌ی بزرگ عالم، ما چه‌قدر از این سیاره در اختیارمان هست؟ یک ایران، ایران یک قطعه‌ی کوچکی است در مقابل این سیاره، وحکومت ایران هم یک حکومت ناچیز کوچکی است در این سیاره و سیاره‌ی ما هم یک چیز کوچکی است در مقابل منظومه‌ی شمسی و منظومه‌ی شمسی ما هم یک چیز بسیار کوچکی است در مقابل منظومه‌های دیگر و همه‌ی آن‌ها از خداست و خالق او خداست. ما اگر بندگی خدا را بپذیریم و قلب ما منور بشود به نور بندگی خدا و عبودیت، این امر ناچیزی که به‌حساب در عالم نمی‌آید، در ما تأثیر نباید بکند.

شما دیروز نخست‌وزیر بودید و پریروز وزیر بودید و قبل از او معلم بودید و قبل از او هم یک شاگردی بودید ... تمام این عالم مادی در مقابل عالم‌های معنوی که هست قدر محسوسی ندارد. آن‌وقت ما برای یک کدخدای ده یا یک کدخدای شهر، یا کدخدای یک کشور خیال بکنیم که خیر، ما الان یک چیزی هستیم و دیگران به نظرمان کوچک بیایند و خودمان را بزرگ.

پی نوشت:

بعضی کارها است که خودبخود آقای رئیس متواضع را مغرور می کند و فکر می کند که ما الان یک چیزی هستیم. از همان اول کار نباید بگذارد. یک مثالش همین باز کردن در ماشین است. آقای رئیس خسته می شوند که در را باز کنند، می نشینند تا یک نفر از راه برسد و در را باز کند یا مثلا رئیس دفترهایی که صرفا دکور و اتلاف بیت المال هستند؛ همان بیت المالی که شمعش هم نباید روشن بماند!

اسمش تشریفات است، دقیقا این تشریفات اداری تا کجا در قرآن و روایات هست؟ اصلا سبک زندگی دینی در حوزه ریاست چیست؟ چقدر باید فاصله بگیرد از بقیه؟ اصلا حق دارد فاصله بگیرد؟ چرا امام رضا(ع) در زمان ولایتعهدی، موقع صرف غذا دربانشان را صدا می کردند که بیا با هم غذا بخوریم؟

دو مفهوم متفاوت وجود دارد: نظم سازمانی و تشریفات. این دو حتی برای حزب اللهی ها با هم خلط شده است. چرا مراجع تقلید که بالاترین مقام سازمانی در مذهب تشیع هستند، به این تشریفات پای بند نیستند؟ چرا نمی گویند ما الان یک چیزی هستیم؟

 

این یادداشت در جهان نیوز

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۱٢

مرسی یک واقعگرا بود

مرسی و تیم اخوان المسلمین سعی می کردند فارغ از شور و هیجان انقلابی، عاقلانه و منطقی تصمیم بگیرند، بخشی از تصمیماتشان اینها بود:

اول کار نباید اسرائیل را حساس کنیم، سفارتشان باز بماند تا سال های بعد فکری به حالش کنیم

باید با آمریکا و عربستان (پدر اکثر کشورهای عرب) وارد معامله شویم؛ آنها نباید از طرف ما فعلا احساس خطر کنند و گرنه برای سرنگونی ما نقشه می کشند

باید با طیف های مذهبی داخل مصر، حتی ناسالم هایشان مثل وهابی های افراطی ضد شیعه وارد معامله شویم تا هوای دولت ما را داشته باشند

اما ایران آنها را از تصمیمات به ظاهر منطقی شان برحذر می داشت:

در سفارت اسرائیل را ببندید و سفیرشان را پرت کنید بیرون، مثل ما در سال 1357

به آمریکا اعتماد نکنید، حتی اگر لازم بود در لانه جاسوسی شان را ببندید مثل ما در سال1358، به دلارهای نفتی عربی هم اعتماد نکنید

به جریان های مذهبی ناسالم داخل کشور اعتماد نکنید، همان طور که ما انجمن حجتیه و ... را طرد کردیم.

(خطبه بهمن 90 رهبر انقلاب، دربردارنده بسیاری از این نکات بود)

مرسی اما در دیدار اجباری از ایران (اجلاس سران کشورهای اسلامی) سراسیمه از ایران خارج شد و حاضر نشد به دیدار رهبر انقلاب برود و نصیحت های برادرانه ایران را بشنود، مبادا که اسرائیل، آمریکا، عربستان و حزب نور سلفی نگران شوند.

یک سال از انقلاب مصر نگذشته بود

اسرائیل، آمریکا و عربستان دولت محاسبه گر و واقع گرای مرسی را سرنگون کردند و حزب نور هم اعلام بی طرفی کرد

سی و هفت سال از انقلاب ایران می گذرد و ایران آرمانگرا به یک ابرقدرت تبدیل شده است؛ شش کشور قدرتمند جهان یک طرف میز می نشینند و ایران یک طرف.

این یادداشت در جهان نیوز

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱
تگ ها : و غیره

مشعل و تکرار خطای مرسی

مرسی در اولین روزهای ریاست جمهوری اش به مکه رفت و به دور خانه خدای عربستان طواف کرد تا ملک عبدالله به مرسی اطمینان پیدا کند.

ولی ملک عبدالله اولین کسی بود که سقوط مرسی را تبریک گفت

حالا هم کیش مرسی، خالد مشعل، راهی عربستان شده است تا ملک سلمان به حماس اطمینان پیدا کند

و به زودی ملک سلمان اولین کسی خواهد بود که از مشکلات آتی حماس استقبال می کند.

پی نوشت:

یعنی اگر این حماس ها می خواستند با 5 + 1 مذاکره کنند با عقل ناقصشان کل فلسطین را می دادند و برمی گشتند توی دریا زندگی می کردند، همانطور که اجداد همین فلسطینی ها خانه هایشان را دو دستی به اسرائیلی ها دادند و حالا یک و نیم میلیارد مسلمان مانده اند چطور آن خانه ها را پس بگیرند.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱
تگ ها :

چرا داعش نمی میرد؟

چند سال است که ارتش سوریه و سپس ارتش عراق درگیر جنگ با داعش هستند

صرف نظر از حمایت های نظامی غرب از داعش، مهمترین علت بقای داعش را باید فعالیت های فکری داعش وهابی دانست

داعش در مناطق سنی نشین چنین تبلیغ می کند که شیعه مشرک است

روشن است که وقتی این فکر در ذهن مردم مناطق سنی نشین جای بگیرد، حتی اگر داعش حضور نظامی هم نداشته باشد، حضور فکری دارد و به محض نزدیک شدن داعش، جمعیت آن منطقه خود به استقبال داعش می روند، هم چنان که در سوریه و عراق شاهد هستیم

بنابراین در کنار جنگ نظامی با داعش، مهمترین کار جنگ فکری با داعش است

امری که چندان مورد توجه نیست

در صورتی که با ورود به عرصه جنگ فکری، به دلیل باطل بودن اندیشه وهابی داعش، شکست انها در این زمینه به سهولت امکان پذیر است و این شکست، مقدمه شکست در عرصه نظامی خواهد شد.

 

ادامه مطلب   
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۸
تگ ها :

چرا این مدیران جهادی ترور نمی شوند؟

سایپا (پدر پدیده پراید) اعلام کرده می خواهد بار دیگر قیمت ها را 15درصد بالا ببرد

سازمان رقابت می گوید: افزایش قیمت منطقی نیست

و در این میان، این خبر منتشر می شود که:

«مدیر برتر جهادی کشور انتخاب شد»

فکر می کنید برترین مدیر جهادی این مملکت کیست؟

بله، «مدیرعامل شرکت سایپا»

یاد حرف استاد پناهیان می افتم: چرا دشمنان ما که برای ترور مدیران و دانشمندان هسته ای ما لحظه شماری می کنند، حتی یک لحظه هم فکر نمی کنند که یکی از مدیران خودروسازی ما را ترور کنند؟

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۳٠
تگ ها :

وقتی شرکت همراه اول، رسول خدا(ص) را آزار می دهد

به شعار نیست

اصلا دینداری به این نیست که آقای مدیرعامل شرکت همراه اول نمازش را اول وقت بخواند، آن هم با مهر تربت

اصلا دینداری به این نیست که در هر مناسبت مرتبط با اهل بیت(ع)، پیام تبریک و تسلیت بفرستند

اصلا دینداری به این نیست که آوای انتظار مذهبی بگذارند

دینداری به این است که ببینند خدا و رسولش(ص) چه گفته اند

دینداری به این است که وقتی پیامبر(ص) فرمود: «هر کس مومنی را بیازارد مرا آزار داده است»

از صبح تا شب، هر روز صدها پیامک تبلیغاتی برای میلیون ها مسلمان نفرستند و روح و روانشان را متلاشی نکنند

آقای همراه اول، دست از آزار رسول خدا(ص) بردار.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٤

نوروز چه روزی است؟

«یا مقلب القلوب و الابصار»

از قدیم در حوزه تمدنی ایران، اول فروردین را روز نو (نوروز) می نامیدند

اما دقیق تر که ببینیم

اول فروردین روز نویی است برای طبیعت، طبیعت نو می شود

اما برای انسان ها روز نو چه روزی است؟

قاعدتا روز نو انسان ها باید زمانی باشد که تفاوتی با قبلش بکند

«مطلع الفجر» لحظه تحویل سال نو انسان ها است

شب قدر زمانی است که تمام مقدرات انسان برای سال بعدش مشخص می شود و از زمان اذان صبح، مطلع الفجر، به بعد، همه مقدرات، جدید است

این برنامه و سرنوشت جدید مطابق چند چیز تنظیم می شود: اعمال سال قبلمان، اعمال ما در ماه مبارک رمضان و اعمال شب قدرمان.

جالب است که در یکی از دعاهای شب قدر این عبارت آمده است:
«یا مقلب القلوب و الابصار»

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢۳

آیا شیطان هم باید برنده شود؟

شیطان متکبر بود، مستکبر بود، واقعا فکر می کرد از انسان برتر است

آمریکایی ها هم متکبرند، واقعا فکر می کنند انسان برترند

این باور  آنقدر در میان آمریکایی ها رایج است که دکتر فواد ایزدی در جلسه ای می گفت: آمریکایی ها برای یکی از ورزش هایی که فقط آمریکایی ها در آن شرکت می کنند، مسابقه برگزار می کنند و می نویسند: «جام جهانی ...»

یعنی قلبا معتقدند آمریکا = جهان

و آمریکایی = انسان برتر

همانطور که شیطان فکر می کرد ابلیس = موجود برتر

تعبیر حضرت امام(ره) مبنی بر اینکه «آمریکا شیطان بزرگ است» نه جمله ای احساسی، بلکه کاملا عقلانی و منطقی بود

ما در هر مذاکره ای باید به دنبال «باخت شیطان» باشیم نه «برد شیطان»

تفکر انقلاب در مواجه با شیطان، برد - برد نیست، ما باید به دنبال باخت شیطان باشیم.

پی نوشت:

آصفی، سخنگوی وزارت خارجه در دوران اصلاحات: برد - برد اصطلاح قماربازان است، با این اصطلاح مخالفم

 

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٥
تگ ها : و غیره

ایرانی ها و آلمانی ها

خیلی از متفکران غربی را که نگاه کنیم، می بینیم از حوزه تمدنی آلمان هستند

از نظر فرهنگی هم - آنطور که از چندین نفر از جمله دکتر فیاض شنیده ام -  آلمانی ها از بسیاری از کشورهای اروپایی بالاترند

خیلی از متفکران اسلامی (شیعه و سنی) را که نگاه کنیم، می بینیم از حوزه تمدنی ایران هستند

و جالب اینجا است که ایرانی ها و آلمانی ها از یک نژادند و از قضا هر دو هم نژادپرست! و عشق گوته به حافظ هم شاهدی بر پیوند روحی دو فرهنگ آلمانی و ایرانی است.

درباره هوش ایرانی ها، دکتر شریعتی سخنی با این مضمون دارد که ایرانی ها پس از قرن ها و از پس مسافت های دور متوجه شدند که دقیقا در مدینه چه گذشت و حق با علی(ع) است.

در آسیای غربی و شمال آفریقا (یا به تعبیر غربی ها خاورمیانه) تاریخ ایران نشان دهنده هوشمندی بالاتر ایرانی ها نسبت به سایر اقوام است، مثلا این ایرانی ها هستند که توانسته اند اولین و بزرگترین انقلاب مردمی را به پا کنند و نزدیک چهار دهه مثل روز اول از آن پاسداری کنند؛ انقلاب مصر و تونس و ... یک شبه بر باد رفت، و این هم نشانی دیگر از هوش ایرانی است.

یا اینکه مثلا، ایرانیان هیچ گاه بت پرست نبودند؛ زرتشتیان هم موحد بودند و آتش تنها یک نماد بود و بس. (دکتر افروغ به خوبی این مدعا را ثابت کرده است).

بگذریم، از این مقدمات می خواهم به این نتیجه برسم که:

اگر این نکته صحیح باشد که در میان غربی ها، آلمانی ها مثل ایرانی ها، باهوش تر از سایر اقوام هستند، این امر در برنامه ریزی ارتباطات فرهنگی می تواند بسیار موثر باشد

ما به جای آنکه ساعت ها وقت صرف کنیم و مثلا اسپانیایی ها یا انگلیسی ها را توجیه کنیم، باید از آلمان شروع کنیم، جایی که اگر متحول شود، تاثیر قابل توجهی بر غرب خواهد گذاشت؛ یعنی اولویت اول ما در ارتباطات بین الملل فرهنگی باید آلمان و به طور خاص نخبگان آلمانی باشد، برادران آلمانی مان!

پی نوشت:

البته نژاد ایرانی ها یک برتری بر آلمانی ها پیدا کرده است؛ ایرانی ها میزبان فرزندان اهل بیت(ع) بوده اند و بنا به نظر برخی مانند حجت الاسلام رحیمیان، اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان، به نوعی از فرزندان اهل بیت(ع) هستند، یعنی خون اهل بیت(ع) در رگ های اغلب ایرانی ها جاری است. همین عامل می تواند درک و فهم ایرانیان را نسبت به آلمانی ها برتری داده باشد.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱۱

این جمله از کیست؟

امپریالیسم فرهنگی نشان دهنده نوعی نفوذ اجتماعی است که ازطریق آن کشوری، اساس تصورها،ارزش ها، معلومات و هنجارهای رفتاری و همچنین روش زندگی خود را به کشورهای دیگر تحمیل می کند.

اینها جملات رهبر انقلاب نیست؛ جملات اشخاص انقلابی نیست، اصلا صحبت های یک ایرانی نیست

برای دانشجویان علوم اجتماعی، خواندن نظریات انتقادی مکتب فرانکفورت و نظریات مکتب اقتصاد سیاسی و امپریالیسم فرهنگی و رسانه ای و پسااستعماری، عادی شده است اما برای سایرین شاید جالب باشد که تندتر از ما در انتقاد از تهاجم فرهنگی و استعمار فرهنگی، بعضی از خود غربی ها هستند.

طرح این دیدگاه ها در فضای عمومی جامعه، باعث می شود تا افرادی که به جنگ فرهنگی باور ندارند و آنها را ساخته و پرداخته خودمان می دانند، کمی از خواب بیدار شوند و ببینند که در این مسائل، بعضی از غربی ها از ما هم حزب اللهی ترند!

پی نوشت:

آن جملات از امانوئل والرستاین (والرشتاین) است، از مکتب اقتصاد سیاسی و به طور خاص امپریالیسم فرهنگی.

شاید مکتب فرانکفورت کمی به حاشیه رفته باشد، اما دکتر مولانا در کتاب گذر از نوگرایی، مکتب اقتصاد سیاسی را (که نظریه امپریالیسم فرهنگی و رسانه ای از دل آن درآمده است) یکی از سه مکتب مهم امروز در حوزه نظریه های ارتباطات می داند.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٠
تگ ها :

پیشنهادی برای پیشرفت اسلامی ایرانی

یکی ا زحوزه های تمدن سازی، طراحی فناوری اجتماعی (نظام سازی) است

آیا ما مدل خوبی برای انتخابات داریم؟

به نظر می رسد تنها انتخاباتی که تا حدی با معیارهای دینی همخوان است انتخابات خبرگان است؛ نامزدهای خبرگان، برضد یکدیگر صحبت نمی کنند و برای رسیدن به مجلس خبرگان، دست و پا نمی زنند. هیچ کس رقیبش را دروغگو نمی خواند و کسی اتهامی ثابت نشده را به دیگری نسبت نمی دهد. فضا تقریبا اخلاقی است.

چرا؟

چون آنها، حتی اگر الزام قانونی هم نباشد، خود را ملزم به داشتن صفت «عدالت» (عدالت فردی، ترک گناه کبیره و عدم اصرار بر گناه صغیره) می دانند. مردم یک استان، عالمترین و عادلترین افراد را برمی گزینند تا آنها هم عالمترین و عادلترین رهبر را انتخاب کنند.

اما چرا شرط عدالت در سایر انتخابات وجود ندارد؟

«رییس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد: ایرانی الاصل، تابع ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت و تقوا، مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور.»

استاد احمد عابدی، در درس خارج خود می گوید: اگر شرط امام جماعت عدالت است، چطور در منصب های مهمتر این شرط نادیده گرفته می شود؟ ما باید یکی از شرایط مهم استاندار و نماینده مجلس و رئیس جمهور را هم عدالت بدانیم. (نقل به مضمون)

یعنی موقع انتخابات، باید بین مردم بحث بشود که آیا «عدالت» فلان نامزد احراز می شود یا خیر؟

وجود این جو، باعث می شود که نامزدها حرکتی که خلاف عدالت باشد، انجام ندهند.

در این صورت، هیچ نامزدی جرات نمی کند به کسی که در مناظره نیست اتهامی نسبت دهد، چون خودبخود از شرط عدالت خارج و مهمترین شرط کاندیداتوری ریاست جمهوری را از دست می دهد و حتی بدون اعلام شورای نگهبان هم از صحنه رقابت حذف می شود.

در این صورت، هیچ کسی جرات نمی کند که منتقدانش را «بی سواد» و «بی عقل» بداند، چرا که این تهمت به شمار زیادی از مردم، خودبخود باعث از بین رفتن شرط عدالت و پایان دوران ریاست جمهوری وی خواهد شد.

پی نوشت:

کچویان، از برجسته ترین جامعه شناسان ایران، می نویسد: «عده‌ای شعار سیاسی می‌دهند اما بزدل سیاسی هستند. هر وقت مذاکرات می‌شود می‌گویند می‌لرزیم، به جهنم، بروید یک جای گرم برای خود پیدا کنید» اشتباه نکنید! اینها سخنان آقای احمدی‌نژاد نیست که تنها یک بار آن هم از طریق تحریف و کج‌نمایی سخنانش، کلامی در حدی مشابه این سخنان به وی نسبت داده شده است. حتی احمدی‌نژاد هم به عنوان یک سیاستمدار که رقبای وی از جمله رئیس‌جمهور روحانی، وی را افراطی قلمداد می‌نمایند، هرگز طرف‌های مقابل خود را خس و خاشاک نخوانده بود هرچند طرف‌های مقابل وی به اعتبار فتنه‌آفرینی و خروج از حدود قانونی و تقابل با مردم به لحاظ سیاسی شأنیت و اعتباری برای حرمت‌گذاری نداشتند. بله، سخنان بالا سخنان آقای روحانی است که اتفاقا دولت و سیاست دولت خود را، دولت و سیاست تدبیر و اعتدال معرفی نموده است.»

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٦

تخصص ما در مبتذل کردن گام های انقلاب

رهبری گفتند: کرسی های آزاداندیشی

می روند دو نفر را می آورند درباره جایگاه اصول فقه مناظره کنند!

یعنی به جای آنکه بروند و چالش های امروز و فردای انقلاب را بحث کنند، مثلا آقای زائری را بیاورند تا در مخالفت با حجاب اجباری با یکی از موافقان آن (مثلا من!) مناظره کنند، می روند سراغ موضوعاتی که هیچ ربطی به مقوله آزاداندیشی ندارد

رهبری گفتند: اقتصاد مقاومتی

شهرداری قم می رود پلاکارد می زند: گامی به سوی اقتصاد مقاومتی: جمع آوری زباله یک شب در میان!

یعنی به جای آنکه مثلا برود و تفکیک زباله را فرهنگ سازی کند و قم را از این نظر شهر نمونه کشوری کند و قدمی در راه اقتصاد مقاومتی بردارد، می رود سخیف ترین کار ممکن را انجام می دهد که به اسم اقتصاد مقاومتی، شهر قم را آلوده ترین شهر ایران کند

اصلا تخصص عجیبی داریم در سطحی کردن عمیق ترین مفاهیم

واقعا رهبری با بودن چنین یارانی! چرا باید احساس تنهایی کنند؟!

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٤
تگ ها :

از آرمان های مدرنیته تا آرمان های انقلاب

مارکس از بزرگترین نظریه پردازان مدرنیته است و برخی، مدرنیسم را بیش از همه از آن او و فروید می دانند

دغدغه مارکس آن بود که مدرنیته به کدام سو می رود؟ آیا به سمت بسط ارزش های مدرنیته، آزادی و برابری، می رود و یا آنکه دچار خطا شده است؟

انقلاب ما نیاز به اندیشمندانی دارد که مرتبا آرمان های انقلاب را رصد کنند

مراقبت از آرمان های انقلاب باعث می شود تا تجربه حکومتی انقلاب موفق باشد

این بزرگترین خدمت به انقلاب اسلامی است

منقدان بهترین دوستان انقلاب هستند؛ فرمود: «احب اخوانی الی من اهدی الی عیوبی»: بهترین دوستان من کسی است که عیوب مرا به من هدیه دهد

هدیه دهد، یعنی به شیوه ای نیکو بیان کند

اولین قدم در این مسیر تبیین آرمان های انقلاب است

و گام دوم، سعه صدر دستگاه های مسئول و باز کردن فضای رسانه ای برای منتقدان دلسوز انقلاب، بهترین دوستان انقلاب

البته این نقد نباید یکسویه شود و «کرسی های آزاداندیشی» قاعدتا نظر به این امر مهم دارد، هم نقد انقلاب و هم ممانعت از یک طرفه بودن آن

در عین حال، حتی در صورت یک طرفه بودن هم، حتی اگر صد نقد نادرست هم مطرح شود، پیدا کردن آن یک نقد صحیح ارزشش را دارد

اگر این نقدها و آسیب ها، مطرح نشود و در صورت صحیح بودن، برای حلش برنامه ریزی نشود، این نقدها نمی میرند بلکه در فضای درونی نخبگان و سپس بدنه مردم جریان می یابد

و ناگهان با یک جرقه تبدیل به یک اعتراض فراگیر می شود

خدا به کسی قول نداده است که از انقلاب تا آخرین قطره خونش! حمایت کند

بله، خدا از انقلاب به شرط «اسلامی» ماندنش حمایت می کند: «ان تنصروا الله ینصرکم»

انقلاب خود به خود اسلامی نمی ماند

اسلامی ماندن انقلاب، نیاز به انقلابی هایی دارد که مرتبا آرمان های انقلاب را رصد کنند

راستی، آرمان های انقلاب چیست؟

پی نوشت:

دکتر افروغ و حجت الاسلام زائری از بهترین دوستان انقلاب هستند

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٤
تگ ها : و غیره

دینداری کاریکاتوری

دین بعضی ها کاریکاتوری است، این دینداری مشخصه هایی دارد، از جمله:

نشناختن فلسفه احکام

گوهر احکام را نمی شناسند، حتی آنهایی را که خود خدا هم صریحا ذکر کرده است. روزه بگیرید لعلکم تتقون؛ روزه می گیرد بدون آنکه ذره ای به تقوا برسد، بعد خوشحال است که من روزه مستحبی می گیرم. الصلاه معراج المومن، نماز می خواند، به سمت معراج نمی رود، بعد خوشحال است که من نماز مستحبی می خوانم. یا مثلا چادر دارد، اما نمی فهمد که چادر نماد عفاف است، راحت می گوید و می خندد و دلخوش است که من چادر، حجاب برتر، بر سر دارم.

شهید هاشمی نژاد مثال جالبی می زند، می گوید کلاه غربی بر سر گذاشتن حرام است، چرا؟ کسی به این چرایش دقت نمی کند، کسی دقت نمی کند که اگر همین کلاه را اولین بار یک مسلمان ابداع می کرد، گذاشتن آن کلاه حلال می شد.

نشناختن وزن احکام

به بعضی چیزها خیلی بها می دهد و بعضی چیزها را فراموش می کند. برای بعضی ها، بدحجابی یک فاجعه بشری است که دل امام زمان(عج) را خون کرده است اما ربایی که طبق آیات قرآن، صریحا اعلان جنگ با خدا است، آنقدر مهم نیست. بانک ها ربا می گیرند، خیلی مهم نیست، اصلا نباید خیلی مطرحش کرد چون تضعیف نظام است!

یا مثلا در برنامه های تلویزیون، رسما مسخره می کنند و بخش نظارتی صدا و سیما عکس العملی نشان نمی دهد اما مجریان موظفند که لباس آستین کوتاه نپوشند چون خلاف شریعت اسلام است!

جامعه دینی ما روی بعضی احکام حساس است و بعضی ها را رها کرده؛ اگر جوانی تیغ بزند از دین خارج است اما اگر جوانی ریش داشته باشد ولو غیبت و تهمت به چهره های سیاسی طیف مخالف، کار روزانه اش باشد، از یاران امام زمان(عج) شمرده می شود.

ارزش عالم

اینجا است که ارزش عالم مشخص می شود. طبق احادیث، وجود یک عالم از صدها عابد برای شیطان سخت تر است. اگر آن یک عالم نباشد، همه این صد عابد، دینداری شان کاریکاتوری می شود. منظورم از عالم، عالم است، نه هر که سر تراشد قلندری داند.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٤
تگ ها : دین

استراوس یا اشتراوس؟

یک فیلسوف سیاسی آلمانی هست به نام Leo Strauss

یک فیلسوف فرانسوی هست به نام Claude Lévi-Strauss

حالا این «Strauss» را چطور باید خواند؟ عده ای اشتراوس می خوانند و عده ای استراوس.

اولی آلمانی است و تلفظ آلمانی اش «اشتراوس» است و تلفظ انگلیسی اش «استراوس»

دومی فرانسوی است و تلفظ فرانسوی اش «استروز» است و تلفظ انگلیسی اش «استراوس»

پس نباید استراوس فرانسوی ساختارگرا را «اشتراوس» خواند، اگر قرار باشد که از دو نام اشتراوس و استراوس استفاده کنیم بهترین راه این است:

لئو اشتراوس، فیلسوف سیاسی آلمانی

کلود لِوی استراوس، ساختارگرای فرانسوی

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱٧
تگ ها : و غیره

صالح الرقب، از رهبران شیعه ستیز حماس

شیعه ستیزی در غزه هم در جریان است

صالح الرقب، وزیر اوقاف دولت حماس و استاد عقاید دانشگاه غزه، کسی است که از شیعیان با نام روافض یاد می کند و بر ضد شیعه، بدترین کتاب ها را تالیف و در غزه منتشر می کند.

 


او در کتاب «الوشیعه فی کشف شنائع و ضلالات الشیعه» پیشوای راحل انقلاب را نیز  آماج فحاشی خود قرار می دهد و از حضرت امام(ره) با عناوینی مانند «خبیث» (ص 135) یاد می کند!

در اثبات بی سوادی (یا مزدوری این خبیث حماسی) همین بس که  می نویسد همه احادیث کتب اربعه شیعه صحیح است و یا می نویسد شیعیان معتقدند قرآن تحریف شده است!

قطعا بهره هوشی اکثر فلسطینی ها در حدی است که متوجه درستی یا نادرستی کارهایشان نمی شوند. همانطور که یاسر عرفات در جنگ خلیج فارس از صدام حمایت کرد و بین اعراب مطرود شد، همانطور که مشعل با یک محاسبه ناشیانه حمایت سوریه را با حمایت ترکیه و قطر عوض کرد و حالا مانده است چه کند.

حالا هم صالح الرقب، این کم هوش فلسطنیی دقیقا در پازل صهیونیستی شیعه هراسی حرکت می کنند. محاسبه اسرائیلی ها این است که با این حرکات ضد شیعی، حمایت ایران و شیعیان از آرمان رهایی قدس کمرنگ می شود و وحدت اسلامی ضعیف تر می شود؛ اما قطعا ایرانی ها آنقدر باهوش هستند که در این پازل قرار نگیرند و همچنان بر اندیشه مقدس تقریب اسلامی اصرار ورزند.

در عین حال ضروری است متصدیان امر تقریب وی را به گفتگو دعوت کنند و اگر با مدارا و گفتگو، تحرکات شیعه ستیزانه حماسی ها متوقف نشود، ضروری است با قاطعیت بیشتری مانع از استمرار این رویه در غزه شد؛ غزه ای که تمام هستی اش از ایران است.

پی نوشت:

نامه تسلیت چند روز پیش محمد ضیف، فرمانده شاخه نظامی حماس به حزب الله، نشانه دیگری بر وجود شکاف  در حماس بود. شاخه خائن با حضور مشعل، هنیه و امثال صالح الرقب  و شاخه ای دیگر با حضور ضیف و الزهار، اهمیت فوق العاده این نامه زمانی آشکار می شود که دقت کنیم که نیروهای حزب الله در خاک سوریه و در حال کمک به دولت ضدصهیونیستی بشار اسد به شهادت رسیده اند؛ یعنی همان دولتی که مشعل و معاونش هنیه، پرچم مخالفانش را در آسمان غزه بلند می کردند.

امروز (7 بهمن) برخی سایت های عربی از قول منابع حماس اعلام کردند که مشعل به زودی به ایران سفر می کند؛ بی شک پیگیری پرونده ننگین شیعه ستیزی در فلسطین باید جزئی از اولین مطالبات ایران باشد.

سایت شخصی صالح الرقب

صفحه صالح الرقب در دانشنامه اخوان المسلمین

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٥:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٤
تگ ها : و غیره

از مظلومیت فلسفه تا مظلومیت علوم اجتماعی

می گویند یکی از علت های مظلومیت فلسفه آن است که واژه هایی عمومی به کار می برد و همه فکر می کنند منظور گوینده یا نویسنده را دقیقا متوجه می شوند و در نتیجه توجه و بهای کافی را به این علم نمی دهند.

این مشکل در علوم اجتماعی هم هست، مثلا فضای عمومی (Public Space) و حوزه عمومی ( Public sphere) دو اصطلاح با معناهای متفاوتی هستند اما مخاطب عام همه را یک چیز می داند.

به نظر می رسد اگر فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی، شاخه ای فعال در علوم اجتماعی داشته باشد، می تواند با رصد جدیدترین واژه ها و اصطلاحات علوم اجتماعی، معادل هایی خاص برای آنها معرفی کند تا این آشفته بازار کمی سامان بیابد و مرز مباحث علمی از سایر مباحث تفکیک شود.

مثلا خیلی خوب بود اگر به جای حوزه عمومی از «سپهر عمومی» استفاده می شد که به واژه انگلیسی آن هم نزدیک تر است.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٢

نگاه جوان مراکشی به مردم ایران

دو سه روز پیش داشتم با حمزه، جوانی از مراکش، صحبت می کردم

پرسیدم نظرت درباره ایران چیست؟

گفت:


پرسیدم چرا مردم ایران را باشهامت می دانی؟

گفت:


«ملّت پیش رفته است؛ کارهاى بزرگى انجام گرفته است؛ این را دنیا دارد شهادت می دهد. کسانى که از کشورهاى دیگر مى‌آیند، آنها دارند شهادت می دهند؛ زبان به تحسین ملّت ایران را فقط ما باز نکردیم، مخالفین ما هم باز کردند، دشمنان ما هم باز کردند. ملّت ایران دارد تحسین می شود به‌خاطر اقتدارش، به‌خاطر ایستادگى‌اش، به‌خاطر استعدادش، به خاطر توفیقات بزرگى که در این راه به دست آورده است؛ تحسین می کنند ملّت ایران را» (آیت الله خامنه ای، دیدار با مردم قم، 7 دی 93)

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱۸

در سوگ آیت الله

خبر تلخ بود؛ آیت الله درگذشت

آیت الله انصاری شیرازی(ره) را دو بار زیارت کرده بودم

یک بار که برای خطبه عقد به منزلشان رفته بودیم و بار دوم، ماه رمضان پارسال که برای عیادت به محضرشان مشرف شدم

 در رفتارشان، بیش از همه چیز، دو ویژگی مشهود بود:

ساده زیستی و تواضع

 

یکی از شاگردان ایشان درباره توجه خاص امام خمینی(ره) به آیت الله انصاری می گوید:

«روزی مرحوم سید احمد خمینی به دیدار حضرت استاد به منزل ایشان آمدند و در آنجا خطاب به استاد گفتند: شما در نزد آقا حضرت امام(ره) آنقدر محترم و معتبر هستید که در نجف اشرف که بودیم اگر نامه‌ای از شما می‌رسید و احیاناً برای وکالت تقاضا شده بود آقا فرموده بودند برای اثبات باید دو نفر از آقایان ایران شهادت کتبی بدهند مگر شیخ یحیی که شهادت ایشان در حکم شهادت دو نفر است.»

پی نوشت:

گفتگوی خواندنی حجت الاسلام رحیمیان با آیت الله انصاری شیرازی

شیخ الاشراق قم از منظر اساتید

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱۸
تگ ها :

رفتار مردم ایران توهین آمیز بود!

یکی از سوال های همیشگی من از مسلمانانی که ایران را دیده اند، این است که ایران را چطور دیدید؟

هر وقت مجالی دست بدهد، چه در برخوردهای حضوری و چه در فضای مجازی ازشان این سوال را می پرسم

وجه مشترک پاسخ اکثر آنهایی که از آسیا یا آفریقا یا آمریکای لاتین هستند این است که: «کشور زیبایی است، حکومت خوبی هم دارید اما رفتار مردم ایران توهین آمیز است»

نتیجه چه می شود؟

جذابیت ایران برایشان از بین می رود، جذابیت یک کشور یعنی قدرت یک کشور، قدرت نرم یک کشور که مهمتر از قدرت سخت آن کشور است

ما با این رفتارمان داریم قدرت کشورمان را در جهان کم می کنیم، اصلا انسانیت به کنار، اصلا این شعار که «تن آدمی شریف است به جان آدمیت» به کنار، خدا و پیغمبر به کنار، اصلا این حدیث که «حرمت مومن بالاتر از حرمت کعبه است» به کنار، به فکر قدرت و منفعت خودمان که باید باشیم.

چرا مایی که مثلا مهمان نوازیم این طور رفتار می کنیم؟ آیا واقعا مهمان نوازیم؟ یا فقط وقتی اروپایی ها را ببینیم مهمان نوازی مان شکوفا می شود؟

چرا سازمان های متولی (ارشاد، صدا و سیما، گردشگری و ...) برای فرهنگ سازی در این باره کاری نمی کنند؟ یعنی متوجه مساله ای به این روشنی نمی شوند؟

پی نوشت:

امیدی به سازمان ها نیست، امیدی اگر باشد به دوستان مستندسازی که در جشنواره عمارها شرکت می کنند (مستندسازان بی سنگر!).

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۱٠

لطفا اعتماد به نفس نداشته باشیم

یک جا هست که اصلا نباید اعتماد به نفس داشته باشیم

و آن هم در مساله «ایمان» است

آقای میرزایی پرده نشین را که یادتان هست؟ فکر می کرد آدم خوبی است و امتحانات الهی را خوب داده و ...

دقیقا همین خطا را عمر سعد هم مرتکب شد، خیلی سعی کرد کار به جنگ نکشد، بعد هم عهد بست با خودش که به درگاه الهی توبه خواهم کرد و ایمانم را حفظ می کنم، نترسید، دلش محکم بود به ایمانش، یک شب تا صبح راه رفت و فکر کرد

یا همین مسئول سیاست خارجی حزب الله لبنان، هیچ وقت فکر نمی کرد که روزی می رسد که به چنین خیانتی دست خواهد زد

این اعتماد به نفس ایمانی باعث می شود که آدم از انجام خطاهای کوچک نترسد، وقتی هم که مرتکب خطایی شد آن قدر توجیه می کند تا نفسش آرام بگیرد که ایمانش آسیبی ندیده است

بعد نمی فهمد از کجا، یک دفعه می بیند ته جهنم است

پی نوشت:

این اعتماد به نفس نداشتن در حوزه ایمان، به ویژه در برخورد با مسائل جنسی بسیار سفارش شده است، اینکه با نامحرم اگر باشی، نماز هم که بخوانی نمازت باطل است. خیلی جاها باید ترسید، نباید اعتماد کرد به ایمانمان، ایمانی که هر لحظه ممکن است برود.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۸
تگ ها : دین

از کنگره نفی تکفیر تا کنگره نفی توهین

حوزه علمیه قم کنگره خطرات تکفیر (مخاطر التکفیر) را برگزار کرد و الازهر ده روز بعد مشابه آن را برگزار کرد تا به جهان بگوید این جریان تکفیری از ما اهل سنت نیستند

حالا جای برگزاری یک کنگره دیگر خالی است

کنگره ای که به اهل سنت اعلام کنیم که جریان فحاش از ما شیعیان نیستند

الان در دنیای اهل سنت، شیعه را با یاسر الحبیب و اللهیاری می شناسند، جریان کم شمار تشیع لندنی شده است نماد تشیع! تشیعی که کاری جز فحش دادن ندارد و احتمالاچون قرآنش هم تحریف شده است، این آیه را ندیده است که حتی دشنام دادن به بت ها نیز حرام است: «و لا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم» (به بتان دشنام مگویید که در پاسخ آنان نیز جاهلانه به الله دشنام می دهند).

در بین اهل سنت، صدای چند صد میلیون شیعه واقعی یعنی پیروان آیت الله خامنه ای، آیت الله سیستانی و سایر مراجع بزرگ تشیع که مخالف جدی توهین به مقدسات اهل سنت هستند شنیده نمی شود.

کار رسانه ای ما آنقدر ناشیانه است که  شیخ احمد محمود کریمه، چهره برجسته تقریب گرای مصر، یکی از گلایه هایش از ما این است که چرا فتواهای مراجع شیعه مبنی بر حرمت سب صحابه به خوبی جهانی نمی شود:

«آیا بیانیه رسمی از این مراجع که امضا شده باشد برای شیخ‌ الازهر ارسال شده است؟ آیا این‌ها در رسانه‌ها و رادیو تلویزیون حداقل به زبان عربی بیان شده است؟ آیا با الازهر یا سازمان کنفرانس اسلامی این فتاوا مطرح شده است؟ این اقدام درست است اما به صورت رسانه‌ای بین‌المللی اعلام نشده است، من این فتاوا و محکومیت را نشنیده‌ام، من یک استاد در دانشگاه الازهر هستم؛ من نشنیده‌ام که بیانیه [و فتوای] رسمی از سوی مراجع و مقامات سیاسی صادر شده باشد چرا علنی صادر نشده است. ما نیز این را تایید و استقبال می‌کنیم؛ جایگاه رسمی را کنار بگذاریم؛ من می‌گویم در عرصه مردمی چرا به صورت گسترده این فتوا منتشر نشده است چرا کتابچه‌هایی در این باره چاپ و در سفارتخانه‌ها و فرودگاه‌ها پخش نشده است؟ چرا علنا در برنامه‌های تلویزیونی مطرح نشده است حقیقت این است که به نظرم شما در تبیین این مفهوم [حرمت سب صحابه] مقصر هستید

امید که به زودی کنگره «مخاطر السب» هم برگزار شود.

پی نوشت:

استاد علیدوست می گفتند: توهین به مقدسات اهل سنت، آنها را به سمت وهابیت سوق می دهد.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٥

خیابان خالد اسلامبولی بن بست است!

شهید خالد اسلامبولی یک سلفی (نه وهابی) جهادی بود

عضو سازمان جهاد اسلامی مصر که برای تحقق حکومت اسلامی مبارزه می کرد

سازمانی که البته بعدها منحرف شد و به القاعده پیوست

در عین حال شاخه ای از آن جدا شد (جریان فتحی شقاقی) و جهاد اسلامی فلسطین را تشکیل داد که بهترین دوست ایران در فلسطین شد، اما شاکله اصلی آن سازمان، تبدیل به یک جریان تروریستی شد

الان دوستان خالد اسلامبولی در مصر، شده اند همان جریان وهابی تندروی ضدشیعه که کاری با اسرائیل ندارند اما با ورود یک گردشگر ایرانی اعلام جهاد می کنند!

یکی از انتقادات جریان تقریب گرا در مصر به ما، وجود نام یک سلفی جهادی بر روی خیابانی در تهران است (+)

یعنی الان جریان تقریب گرای مصر مخالف این نام است و جریان ضدشیعی و قاتلان شیخ شحاته موافق این نام

ما داریم چه می دهیم چه می گیریم؟

اصلا بحث بر سر رابطه با دولت مصر نیست، بحث بر سر رابطه با جریان تقریب گرای مصر و تحکیم وحدت اسلامی است

آقایان! یک امتیاز سنگین بگیرید و اسم این خایابان را عوض کنید و بگذارید: خیابان «شهید فتحی شقاقی»، همانی که عاشق بود، عاشق «امام خمینی»(ره).

این طور نیست که مردم مصر همه طرفدار اسلامبولی و اسلامگرایان باشند، اگر این طور بود رقیب مرسی در انتخابات نزدیک نیمی از آرا را کسب نمی کرد، بنابراین انتخاب اسمی دیگر برای این خیابان، باعث نزدیک شدن ایران به مردم مصر هم خواهد شد، اسم جدید هم نفی کننده جریان اسلامگرایی نیست، یعنی اسمی است که همه مردم مصر آن را قبول خواهند کرد.

این تغییر نام ایران را به جریان تقریب گرا، همه مردم مصر و دولت مصر نزدیک می کند و تنها زیان کننده در این میان، جریان وهابی مصر است که از نزدیکی ایران و مصر می هراسد.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٤

حسین! نامی که هیچ گاه نشنیده بودم

نگاه دینی - فردی این است که پیاده روی اربعین ثواب دارد، آن هم خیلی زیاد

نگاه دینی - اجتماعی، مستند به زندگینامه ده ها نفر، این است که هیچ انسانی راه اصلی هدایت و راه اهل بیت(ع) را پیدا نمی کند مگر با نام «حسین(ع)»

حسین مصباح الهدی (چراغ هدایت) است، سفینه النجاه (کشتی نجات) است

و این رسالت اجتماعی تک تک ما است که به مردم غرق شده در جهان، کشتی نجات را نشان بدهیم

یک جوان استرالیایی تازه مسلمان می گوید: همه چیز از سال ۲۰۰۳ شروع شد. یک شب، همان‌طور که صحنه‌ای از حرکت میلیون‌ها نفر به سمت شهر کربلا را در خبر‌ها مشاهده می‌کردم، با اسم فردی مواجه شدم که هیچ‌گاه آن را نشنیده بودم: «حسین»!

ما را بایکوت کردند

استاد پناهیان گفت: آنقدر جمعیت را زیاد می کنیم که مجبور شوند خبرش را پخش کنند و هیچ کس در دنیا نباشد مگر آنکه حسین(ع) را بشناسد

و حالا ایندیپندنت، روزنامه مشهور انگلیس، هم از اربعین نوشته است: «بزرگترین حرکت زائرانه‌ جهان در جریان است اما شما هرگز چیزی از آن نشنیده‌اید!»

 

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢
تگ ها : دین

فتنه پراید کم از فتنه 88 نیست

حجت الاسلام محمدرضا زائری نوشته هایش همیشه خواندنی است

چند سال پیش در وبلاگش مطلبی نوشته بود که فراموش نمی کنم. اجمال حرفشان این بود که:

غربی ها در جزئیات به مردمشان راست می گویند مثلا علت تعطیلی این پروژه چه بود، وقتی در امور محسوس و ملموس مردم صداقتشان را باور کردند، آن وقت در کلیات و امور مهم به آنها دروغ می گویند و مردم هم باور می کنند، مثلا می گویند ایران به دنبال بمب اتمی است. در مقابل بسیاری از مدیران ایرانی بر عکس اند، در جزئیات صداقت ندارند، هیچ وقت نمی فهمی چرا و چه کسی مجوز ریختن روغن پالم را صادر کرده بود، در نتیجه اعتماد مردم را از دست می دهند، بعد وقتی در کلیات و امور مهم مثلا مبارزه بر ضد ظلم جهانی حرفی صادقانه می زنند، خیلی ها باورشان نمی شود.» (نقل به مضمون، مثال ها از من است)؛ یعنی مردم طبق ملموس ها، حکم ناملموس ها را مشخص می کنند.

یک جورهایی این نکته شبیه حکایت «فتنه پراید» است

وقتی مردم می بینند که دو شرکت خودروسازی در روز روشن با هزار حیله و نیرنگ، میلیون ها تومان از میلیون ها نفر می خورند و نظامی هم که دنبال عدالت اجتماعی است، با چنین جرم آشکار و سنگین و محسوس و ملموسی هیچ برخوردی نمی کند، باورشان نمی شود که این ساختار بتواند یا بخواهد با سایر جرم های پیدا و پنهان و نامحسوس و ناملموس برخوردی کند.

نماینده مجلس می گوید قیمت واقعی پراید 12 میلیون است بقیه اش کلاهبرداری است، آن یکی می گوید پولی که خودروسازی بابت بیمه از مشتری می گیرند، کلاهبرداری است، آن یکی می گوید تاخیرهای چندماه بدون دادن خسارت به مشتری کلاهبرداری است، آن یکی می گوید دنا همان سمند است و این کلاهبرداری است ... یعنی همه مسئولان کشوری و لشکری و رسانه ای و ... اتفاق نظر دارند که «مافیای خودروسازی» در حال انجام یک «جنایت اقتصادی» است؛ جنایتی بر ضد سرمایه های مردم. اما باید متوجه بود که مهمتر از آن، مافیای خودروسازی در حال انجام یک «جنایت بزرگ اجتماعی» است، جنایتی بر ضد اعتماد مردم به کارآمدی نظام.

موسوی یک فتنه کرد، عده ای اعتمادشان به نظام متزلزل شد اما بعد از چند ماه مردم متوجه شدند که موسوی خطا کرد و 9 دی را آفریدند.

خودروسازی ماه ها (و بلکه سال ها) است که دارد فتنه می کند، اعتماد بسیاری از مردم به کارآمدی بخش های نظارتی و قضایی نظام متزلزل شده است، چرا مدعی العموم اعلام جرم نمی کند؟ چرا دادستان انقلاب داد انقلاب را از این مافیا نمی ستاند؟

پی نوشت:

یکی از دوستان می گفت در مناظره شبکه یک که درباره خودروسازی بود، نماینده مجلس گفت مردم! پراید نخرید اینها دارند کلاهبرداری می کنند. نماینده خودروسازی هم جواب داده بود: مردم نخرند، مهم نیست، می دهیم به واسطه ها (که در نتیجه چند برابر به دست مردم برسد، چون مردم مجبورند بالاخره از ما بخرند)!!!

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٩
تگ ها : و غیره

به یاد شیخ شلتوت

شیخ شلتوت در 17 ربیع الاول 1378 قمری، فتوایی داد که می شود از فقه شیعه هم تقلید کرد (از فقه نه عقاید).

روز 17 ربیع و هفته وحدت، فرصت خوبی است برای پرداختن به این فتوای تقریب گرایانه و زنده نگه داشتن یاد این عالم تقریبی

فتوایی که در رسانه ها خیلی از آن حرفی زده نمی شود

در نتیجه افراطی ها اخیرا در اصل وجود این فتوا شبهه انداخته اند.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٥
تگ ها :

می خواهید کاتولیک را بشناسید؟

در آمریکا کتابی نوشته اند در معرفی اسلام، در بخش معرفی شیعه چنین آمده:

« «از آنجا که (حضرت) محمد، پسری نداشت، یک دسته خواستار آن شدند که خلیفه از رده های رهبران محترم امت (جامعه اسلامی) انتخاب شود. جناح رقیب معقد بود که رهبری منحصر به خاندان و سلاله نزدیک پیامبر است. نزدیک ترین خویشاوند ذکور و زنده پیامبر، (حضرت) علی بین ابی طالب بود که هم پسر عموی وی و هم شوهر دخترش (حضرت) فاطمه و نیز پدر نوه های وی (حضرت) حسن  و(حضرت) حسین بود ... در ابتدا گسستگی درباره مشاجره جانشینی بود که شیعیان از جانشینی مبتنی بر پیوند نسبی با پیامبر طرفداری می کردند. مسلمانانی که از نظام انتخابی طرفداری می کردند، سنی نامیده می شدند.» (کتاب اسلام قطعه قطعه، نوشته وارتان گریگوریان، ص26 – 27)

این شیعه ای که مسیحی ها معرفی می کنند چه شباهتی به شیعه واقعی دارد؟

همین طور شیعه ای که وهابی ها معرفی می کنند (قائل به تحریف قرآن و ...) چه شباهتی به شیعه واقعی دارد؟ در حیرتم از عقل نداشته وهابی ها که حتی حاضر نیستند یک کلیک کنند و در سایت های شیعه سرچی بزنند.

باید مواظب باشیم همین کلاه سر خودمان نرود، یعنی برای شناخت هر مذهب و فرقه و آیینی باید رفت سراغ خودشان، سراغ کتاب ها و سایت های خودشان.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٥
تگ ها : و غیره

چه کسی موفق است؟

قد افلح المومنون

قد افلح من تزکی

قد افلح من زکاها

ان اکرمکم عند الله اتقاکم ...

موفق کیست؟

طبق نظر خالق آسمان ها و انسان ها، موفق کسی است که به «تقوا» برسد و روحش را از گناه و همین طور صفات زذیله اخلاقی پاک کند (صرف تقوا کافی نیست؛ استاد فاطمی نیا می گفتند اگر کسی تقوا را رعایت کند اما صفات زذیله داشته باشد زیر خیمه اهل بیت(ع) راهش نمی دهند.)

البته کسب تقوا و فضائل اخلاقی که اولی در دایره احکام است و دومی در دایره اخلاق، وسیله است نه هدف. وسیله ای برای اوج گرفتن روح، بالا رفتن رتبه روح.

حالا می خواهد فقیر باشد یا غنی، روحانی باشد یا غیرروحانی، مشهور باشد یا گمنام و ... اگر تقوا و فضائل اخلاقی داشت، این نشان دهنده آن است که در زندگی دنیایی اش موفق بوده است (اگر کسی می خواهد بفهمد که تقوا دارد یا نه و دارد رشد می کند یا نه، حداقل دو نشانه دارد: حضور قلب هنگام نماز و مرگ دوستی، بعدا در این باره بیشتر می نویسم)

اگر تقوا مهم است، پس «علم» چه می شود؟ این همه تاکید روایات بر علم و عالم برای چیست؟

ادامه مطلب   
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢٤
تگ ها : دین

از القاعده تا داعش

یادداشتی نوشته بودم درباره اینکه داعش برخلاف القاعده، دشمن اولش را شیعه می داند؛ برخی خرده گرفتند که القاعده هم این طور بود.

امروز به طور اتفاقی سخنانی از آقای رحیم پور ازغدی را دیدم:

«بن لادن و ایمن الظواهری مخالف جنگ شیعه و سنی در عراق بودند. ولی رهبری را از دست اینان خارج کردند و دو رهبر اولیه داعش هم کشته شدند. اینی که آمده، یک سال بازداشت امریکا بود، آزادش کردند و پولشان را آل سعود دادند و رهبر شد.» (شهریور 93)

پی نوشت:

دانستن این نکته هم جالب است که طالبان اصلا وهابی نبودند و در زمان حکومتشان مراسم عزاداری شیعیان در افغانستان برگزار می شد و مزار منتسب به امیرمومنان علیه السلام در مزار شریف هم آسیبی ندید.

وقتی اطلاعاتمان را فقط از سایت های خبری دست چندم جمع کنیم، در تحلیل واقعیت به خطا می رویم.

یک نمونه دیگر هم این است که مفتیان طراز اول عربستان مخالف داعش هستند؛ اینها وهابی تعلیمی هستند و داعش وهابی جهادی و کلا هر جور مبارزه و کار سیاسی را حرام می دانند. در عربستان سیستم سیاسی اش از سیستم مذهبی اش جدا است.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٤
تگ ها : و غیره

اربعین؛ تبدیل فرصت به تهدید!

امسال دهان به دهان می چرخید که همه عکس رهبری را داشته باشند، طرفداران سید صادق شیرازی پارسال همه جا عکس شیرازی را زده بودند.

نمی دانم تجمع اربعین، این  نماد وحدت شیعه ( و بلکه اگر خوب کار کنیم، یکی از نمادهای وحدت مسلمانان) سال های بعد به چه روزی می افتد

طرفداران آیت الله سیستانی از یک طرف، طرفداران تفکر علامه فضل الله لبنان از یک طرف، طرفداران مراجع افغانی از یک طرف، و احتمالا زیدی ها از یک طرف، اسماعیلی ها از یک طرف و الی الاخر.

ظاهرا شروع این بازی تفرقه افکنی این بار هم توسط طرفداران آیت الله سید صادق شیرازی بوده است.

بی خود نیست که خدا واجب کرده لباس احرام فقط دو تکه لباس سفید باشد و دیگر هیچ؛ و الا دور تا دور خانه خدا پر بود از لباس های منقش به عکس های رنگی مفتی های سیاه و سفید.

حضرت آیت الله شیرازی، به طرفداران واقعی یا ظاهری تان بفرمایید دست از سر اربعین مان بردارند، لطفا.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٢
تگ ها : دین

بنیانی ترین دوگانگی اجتماع

بنیانى ‏ترین دوگانگى هر جامعه‏ اى، دوگانگى جنسى است؛ یعنى مرد و زن، که اگر دوگانگى آنها به هم نزدیک شوند، بنیانى‏ ترین دوگانگى اجتماعى به هم‏دلى تبدیل مى ‏شود و بین آن دو محبت و عشق به وجود مى‏ ید، که از طریق ارتباطات انسانىِ دیگر، مثل فرزندان و همسایه‏ ها به کل جامعه سرایت مى‏ کند و تمامى نهادهاى اجتماعىِ دیگر را نیز متأثر مى‏ کند و برعکس، اگر روابط این دو جنس با ناهم‏گرایى و عدم سازش روبرو شود، سبب مى‏ شود که کل جامعه دچار بحران، عدم سازگارى و افسردگى یا پرخاش شود. (فیاض، مقاله حکمت و غریزه جنسی)

اینجا نوشته است که در این چند ماه اخیر، طلاق نسبت به مدت مشابه سال گذشته، بیش از 8 درصد رشد داشته است!

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٠
تگ ها : و غیره

سیاستگذاری فرهنگی و ترکستان

یک روز حجاب برجسته می شود و همه راهکار می دهند که بدحجابی را چه کنیم

یک روز کم جمعیتی مهم می شود و همه راهکار می دهند که جمعیت را چه کنیم

یک روز آمار طلاق (نه خودش بلکه شتابش) شوک وارد می کند و همه راهکار می دهند که این یکی را دیگر چه کنیم

و این قصه ادامه دارد

بدحجابی، کم تعداد شدن فرزندان، طلاق و صدها مورد دیگر همه از تبعات ورود «مدرنیته» است

اساس مدرنیته هم این است که انسان باید در این دنیا خوش بگذراند (حالا بعضی از نظریه پردازانشان ملحدند و شماری هم مومن اما همه در این نظر اتفاق دارند).

وقتی این تفکر را نزنیم هر روز از یک جا سر باز می کند

به جای حل تک تک مشکلات بدحجابی، جمعیت، طلاق، ماهواره، فیلترینگ، مکالمات تصویری، کم اعتبار شدن خانواده، مصرف گرایی و ... باید ریشه را قطع کرد؛ وقتی فردی را قانع کردی که اینجا جاده است نه مقصد و بهشت چند کوچه پایین تر است، آن وقت خودبخود خیلی از این مشکلات فرهنگی حل می شود.

کلا حوصله فکر کردن نداریم، همیشه سراغ برطرف کردن معلول ها می رویم، این معلول که پاک شود، تا وقتی علتش همچنان سرجایش است، صد معلول دیگر پیدا می شود.

پی نوشت:

شبیه همین قضیه در مسائل اقتصادی هم هست؛ یک روز بازار طلا به هم می ریزد، یک روز برنج، یک روز چای، یک روز قند، یک روز ... یعنی مرتب مردم هجوم می برند که سود بیشتری کسب کنند و مسئولین هم مرتب تلاش می کنند بازار آن شی خاص را مدیریت کنند که آخرش هم نمی توانند، در حالی که یک دهم این وقت و هزینه را اگر می گذاشتند و روحیه حرص مردم را درمان می کردند این مشکلات به این حادی به وجود نمی آمد.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱٠

زاویه پنهان مذاکرات هسته ای

نفس مذاکرات ایران با شش کشور قدرتمند در جهان، یک فایده مهم دارد و آن چیزی است که «خالد الدنا» و بسیاری دیگر در کامنت هایشان در پایگاه اینترنتی یکی از روزنامه های مهم منطقه، رای الیوم، به آن اشاره کرده اند:

«... ایران با شش کشور قوی دنیا مذاکره می کند و این یعنی اعتراف آشکار آنها به اینکه ایران به مجموعه کشورهای قدرتمند دنیا پیوسته است.»

این یادداشت در جهان نیوز

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٤

کاستی نظام کاستی

هندوها به نظام کاستی معتقدند؛ یعنی انسان ها بر طبق اعمالی که در زندگی قبلی شان در این دنیا انجام داده اند، نوع ر زندگی دنیوی بعدی شان مشخص می شود، یعنی بعد از مرگ، با توجه به اعمال قبلی، در خانواده جدیدی و با مشخصات خاصی متولد خواهد شد.

عقیده تناسخ را معمولا با اشکالات فلسفی رد می کنند، اما می شود زمینه شکل گیری این عقیده را نقد کرد.

احتمالا منشا شکل گیری عقیده به نظام کاستی این سوال بوده است که چرا من در چنین سالی با چنین قیافه و استعداد و توانایی هایی در چنین خانواده ای به دنیا آمده ام و آن دیگری با شرایط دیگری به دنیا آمده است؟

پاسخ هندوها آن بود که این قضیه باید ملاکی داشته باشد و ملاک آن، نوع زندگی قبلی در همین دنیا بوده است

اما پاسخ ادیان توحیدی و معادباور چیز دیگری است؛ پاسخ این است که اصلا مهم نیست که چه کسی در چه خانواده ای و چه استعدادی به دنیا بیاید، و این هم مهم نیست که انسان در زندگی اش به چه درجه ای از کمال برسد، مهم میزان «سعی» افراد در رسیدن به کمال است. اگر کسی در خانواده فاسدی به دنیا بیاید و با تلاش بسیار به درجه اول کمال برسد در قیامت مقام بالاتری دارد نسبت به کسی که در خانواده مذهبی به دنیا آمده و با تلاش اندکی به درجه دوم کمال رسیده است: «لیس للانسان الا ما سعی».

قاعدتا هم هر کسی در شرایطی خلق شده که بتواند بهترین امتحان را بدهد و بیشترین سعی را برای رسیدن به کمال انجام دهد.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢
تگ ها : دین

چگونه به جنگ داعش برویم؟

روزنامه سعودی الحیات چاپ لندن به نقل از ابومعاویه القحطانی یکی از اعضای ارشد داعش می نویسد : جنگ اینترنتی کم اهمیت تر از جنگ میدانی نیست. (منبع)

نیروهای داعش از طریق شبکه های اجتماعی مانند توئیتر اقدام به تبلیغ و جذب نیرو برای داعش می کنند، بهتر نیست ما هم به جای غصه خوردن روزانه و داشتن آرزوی شلیک با تفنگ، با کی بردهایمان شلیک کنیم؟

بسیاری از نیروهای داعش نه برای پول که برای رسیدن به بهشت عضو این گروه شده اند، یعنی واقعا حقیقت طلب اند و خداجو (البته نه به سیاق امت خداجو!)، بنابراین با ایجاد کوچکترین تردیدی در عقیده شان، احتیاط می کنند و حاضر نمی شوند راهی جهنم شوند.

پی نوشت:

بحث نکردن بهتر از بدبحث کردن است.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢۸

آقای مطیعی! مطیع ولایت باشیم!

اخیرا کلیپی از مداح خوب کشورمان آقای میثم مطیعی منتشر شده است که داعشی ها را تهدید می کند: «شیعه ابوسفیان ...» که اگر دستمان به شما برسد بلایی به سرتان می آوریم که نگو!

امیدوارم و از خدا می خواهم که این کلیپ را هیچ کدام از داعشی ها نبینند. با دیدن این کلیپ آنها با خود می گویند پس شیعیان مستحق این نوع کشتارها هستند چون اگر دستشان به ما برسد بدتر از این را بر سر ما می آورند.

آقای مطیعی! مرام شیعیان هیچ وقت این نبوده و نیست که مثل قوم وحشی به جان دشمن بیافتند.

نامه امیرمومنان(ع) را یکبار دیگر بخوانیم:

جنگ را آغاز نکنید تا آنها شروع کنند، زیرا سپاس خداوندی را که حجت با شماست، و آغازگر جنگ نبودن تا آنکه دشمن به جنگ روی آورد، حجت دیگر بر حقانیت شما خواهد بود، اگر به اذن خدا شکست خوردند و گریختند، آن کس را که پشت کرده مکشید، و آن را که دفاع نمی تواند آسیب نرسانید، و مجروحان را نکشید، زنان را با آزار دادن تحریک نکنید هرچند آبروی شما را بریزند، یا امیران شما را دشنام دهند، که آنان کم توانند، در روزگاری که زنان مشرک بودند مامور بودیم دست از آزارشان برداریم، و در جاهلیت اگر مردی با سنگ یا چوب دستی به زنی حمله می کرد، او و فرزندانش را سرزنش می کردند.

آقای مطیعی! ما هیچ وقت به داعشی ها آن گونه که شما گفته اید حمله نمی کنیم، ضمن اینکه عموم سپاهیان داعش «نادان» و فریب خورده هستند نه «دشمن»، دشمن در تل آویو است، داعشی ها همانند خوارج هستند که امیرمومنان(ع) فقط با صحبت کردن، اکثر آنها را هدایت کردند.

 

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٧

استفاده داعش از نقشه عبیدالله بن زیاد

می گویند داعش سرزمین هایش را عموما را از طریق جنگ فتح نمی کند بلکه از راه فتح نرم آنها را به دست می آورد.

یعنی ترس می اندازد در دل مردم و قدرت مقاومت را از آنها می گیرد و خیلی راحت منطقه را فتح می کند، پخش شدن عکس و فیلم های کشتارهایش هم نه سهوی که کاملا عمدی و حساب شده است.

در مبارزه لازم نیست که قدرت شما واقعا بیشتر از رقیب باشد، بلکه او باید فقط فکر کند که قدرت شما بیشتر است.

داعش همانند پدرش، عبیدالله بن زیاد، از سیاست ایجاد ترس استفاده می کند و مردم عراق هم همچنان روحیه مردم کوفه را دارند: فرار کنید که سپاه یزید در راه است، مسلم را رها کنید و فرار کنید.

آن یکی می ترساند و این یکی می ترسد. سعدالله زارعی می گفت: در اوایل حضور داعش در عراق، گویا گرد مرگ در عراق و حتی کربلا و نجف پاشیده بودند و همه واداده بودند. یکی از سیاست های ایران در عراق شکستن این فضای ترس و القای روحیه مقاومت و ایستادگی بود.

این بار ایرانی ها، نقشه عبیدالله بن زیاد را شکست دادند، مسلم! تو تنها نیستی.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٥:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٦
تگ ها : و غیره

تهمتی وهابی مآبانه به یوسف پیامبر(ع)

یوسف(علی نبینا و آله و علیه السلام) به یکی از زندانیان گفت وقتی آزاد شدی وضعیت مرا هم به پادشاه بگو شاید فرجی شود.

می گویند چون یوسف خدا را یک لحظه فراموش کرد و از آن زندانی کمک خواست، خدا هم مدت زندانش را طولانی کرد.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل همین آیه، این اتهام را رد می کند و می گوید: یوسفی که در قرآن از مخلصین شمرده شده یک لحظه هم خدا را از یاد نمی برد و کمک گرفتن از ابزارها و وسایل برای رسیدن به هدف، منافاتی با اخلاص و توکل به خدا ندارد، بنابراین یوسف در این ماجرا کوچکترین خطایی نداشت.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢۳
تگ ها : دین

کشتی نجات

جالب است که خیلی از مسیحی ها یا سنی ها که شیعه می شوند، زندگینامه شان را که بخوانی حتما نشانی از حسین بن علی(ع) هست

از بین شیعه ها هم، آنهایی که عارف می شوند و به نقطه اوج می رسند، زندگینامه شان را که بخوانی حتما توسل شدید و مستمر به امام حسین(ع) هست

در هر مرحله که باشی، اگر بخواهی یک قدم به سمت خدا نزدیک شوی، باید از کشتی نجات کمک بخواهی.

پی نوشت:

سینه زدن این روزهای ما، مثل دست و پا زدن غریقی است که کمک می خواهد.

 

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٩
تگ ها : دین

برویم سوریه زیارت؟

محدث قمی (صاحب مفاتیح الجنان) می نویسد: امامزاده هایی را باید برای زیارت انتخاب کرد که دو ویژگی داشته باشند:

عظمت مقامشان مشخص باشد

انتساب قبری که هست به آن امامزاده، قطعی باشد

عظمت معنوی حضرت زینب(س) آشکار است اما درباره مکان قبر ایشان سه نظر وجود دارد: عربستان، سوریه، مصر

استاد پیشوایی، استاد برجسته تاریخ اسلام، انتساب قبر مصر به ایشان را نمی پذیرد و معتقد است که آن قبر زینبی دیگر از اهل بیت(ع) است

حال می ماند دمشق و مدینه

اسناد تاریخی بیشتر به نفع مدینه است

اما در عین حال، استاد فاطمی نیا می گوید: قطعا قبر ایشان در سوریه است.

نمی دانم دلیل استاد فاطمی نیا چیست اما ارتباط بسیار ایشان با عرفا، می تواند یقین آور باشد که دلایلی محکم برای این نظر وجود دارد، دلایلی که در کتب تاریخی نیست اما در مکاشفه عارفان هست.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٩
تگ ها : دین

توسل برای سلامتی مریض

توسل به هر کدام از اولیای الهی معمولا در یک موضوعات خاص بیشتر اثربخش است.

برای شفای مریض به چه کسی باید متوسل شد؟

شیخ عباس قمی در مفاتیح می نویسد: «شیخ کفعمی فرموده به تجربه رسیده برای درد چشم و جمیع دردهای اعضا توسل جستن به امام کاظم علیه السلام.»

آیت الله العظمی بهجت(ره) هم در سفارشی برای شفای مریضی توسل به امام کاظم علیه السلام را سفارش کردند.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٥
تگ ها : دین

فرعی یا اصلی

یکی از توصیه های رهبرانقلاب توجه به اصلی یا فرعی بودن یک موضوع است

مثلا  مقابله با وهابیت یک قضیه فرعی و مبارزه با صهیونیسم یک مساله اصلی است

کاری که بعضی از شبکه های ماهواره ای شیعه دقیقا برعکسش را عمل می کنند

این قضیه فرعی و اصلی همه جا هست

یک بلواری است در قم که خطرخیز است و مرتبا تصادف می شود و تا الان چندین کشته و زخمی داده، شهرداری قم به جای توجه به این مساله رفته و وسط معرکه تابلو زده که: «بلوار شهدای ...»!

احتمالا منظورش از شهدا، کشته شده های آن بلوار است.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٩
تگ ها :

روباه پیر و رئیس جمهور ایران

نخست وزیر انگلیس می آید و با رئیس جمهور ما دیدار می کند

هیئت ایرانی شادمان می شود  که بعد از این همه سال دیداری در این سطح رخ داده و این یعنی موفقیتی برای دولت تدبیر و امید که نخست وزیر انگلیس خودش راه افتاده آمده ملاقات.

ساعاتی بعد کامرون می رود و در مجمع عمومی سازمان ملل، ایران را لجن مال می کند

واقعا چه اتفاقی افتاده است؟ آیا انگیس دیوانه شده است؟ آیا می خواسته با ایران شوخی کند؟! آیا ...

اگر بدانیم که انگلیس روباه پیر است متوجه می شویم که این رفتار دوگانه پازلی بوده است که حسن ظن رئیس جمهور ما به غربی ها آن را کامل کرد

توضیح می دهم

غرب وقتی از مهار ایران ناامید شد، یکی از راههای کم کردن اثرگذاری انقلاب ایران در منطقه را آن دانست که چهره ایران را خراب کند، یعنی این طور القا کند که ایران عامل ما است! ایران در پشت پرده با ما هماهنگ است!

این خط را سلفی ها به شدت دنبال می کنند

متاسفانه بی تدبیری دولت هم باعث شده که برخی گروه های دیگر هم این نظر را بپذیرند و ترویج کنند، چند روز پیش اخوان المسلمین اردن بیانیه ای داد و ایران را عامل آمریکا خواند!

دست دادن و لبخند پشت صحنه مردان سیاست ایران با دولتمردان آمریکا و انگلیس و بد و بیراه گفتن آن مقامات در روی صحنه، بهترین فرصت برای تبلیغ این مساله است.

به قول رهبرمان، یکی از ضررهای مذاکره های بی نتیجه، متهم کردن ایران به دوگانگی در مواضع است.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٧

آیا فتوای آیت الله تغییر می کند؟

آیت الله صادق روحانی از معدود مراجعی است که طبق رساله شان، دختر رشیده (بالغ و عاقل) برای ازدواجش نیازی به اذن پدر ندارد

حالا نوه ایشان، قاعدتا طبق فتوای خود ایشان، بدون اذن پدر رفته و با نوه هاشمی ازدواج کرده است

بعد که صدای اعتراض ها به شیوه برگزاری مراسم عروسی بلند شد، دفتر ایشان بیانیه داد که این ازدواج بدون اذن پدر و پدربزرگ آن دختر بوده و خلاف قانون هم بوده است!

دقت کردید نگفتند خلاف شرع بوده، گفتند خلاف قانون بوده

به هر حال پس از این ازدواج، شاید فتوای این مرجع بزرگوار هم تغییر کند.

پی نوشت:

آیت الله صادق روحانی اوایل انقلاب به دلیل یکی از مواضع سیاسی شان در حاشیه قرار گرفتند، البته بعدها همه آن موضع  را پسندیدند! ایشان از ابتدا مخالف قائم مقام رهبری آیت الله منتظری بودند.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱۸
تگ ها :

← صفحه بعد