اشارات فرهنگی

درباره دین | فرهنگ | ارتباطات

از بیداری اسلامی تا بیماری اسلامی

بیداری اسلامی دو رکن اصلی دارد: نفی استبداد داخلی و نفی استعمار خارجی

روی کار آمدن اخوان المسلمین در مصر، نقطه عطفی در بیداری اسلامی بود

انتظار می رفت که همراه شدن  اخوان المسلمین با ایران و سوریه و حماس و حزب الله، آمریکا و اسرائیل را در تنگنا قرار دهد

اما این اتفاق نیافتاد و عملا بیداری اسلامی در مصر به بیماری اسلامی رسید. سلفی ها با عنوان اسلامگرایان واقعی، زمام بسیاری از امور را در دست گرفتند و بر طبل ایران هراسی و شیعه هراسی کوبیدند و اسرائیل در حاشیه امن قرار گرفت

با توجه به تجربه تلخ بیداری اسلامی در مصر، به نظر می رسد باید فعلا از خیر بیداری اسلامی در جهان اسلام گذشت و تا وقتی که افراطیون سنی و شیعه، اعتقادی به تقریب و وحدت اسلامی در برابر استعمار پیدا نکرده اند، نمی توان امیدی به نتیجه بیداری اسلامی داشت

بنابراین به نظر می رسد بهترین گزینه پیش رو، ترویج گفتمان تقریب است و تا زمانی که این گفتمان، بر جهان اسلام حاکم نشود، هیچ سودی از بیداری اسلامی عائد نخواهد شد، بلکه نتیجه آن، سلطه سلفی ها بر کشورهای اسلامی و به تبع شیعه هراسی و ایجاد تفرقه در میان امت اسلامی است. امری که در نهایت، بیداری اسلامی را به نفع اسرائیل تمام خواهد کرد.

بنابراین حداقل تا چند دهه آینده، باید با بیداری اسلامی خداحافظی کرد و برای تقریب اسلامی برنامه ریزی کرد.

 

پی نوشت:

هر چند مرسی رابطه گرمی با ایران نداشت و به جایش سفیر دوستی به اسرائیل فرستاد، هر چند شیعه هراسی و ایران هراسی توسط سلفی های متحد با او در مصر اوج گرفت و شیخ مظلوم حسن شحاته غریبانه به شهادت رسید

اما هر چه بود مرسی از طریق قانونی و صندوق های رای انتخاب شده بود، بنابراین دخالت ارتش و برکناری او در نهایت به ضرر مردم مصر خواهد بود. کارنامه مرسی به گونه ای بود که سه سال آینده، مرسی و هم پیمانان سلفی اش، از صندوق های رای بیرون نمی آمدند.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٥
تگ ها :