اشارات فرهنگی

درباره دین | فرهنگ | ارتباطات

آموزش زبان؛ خدمت یا خیانت؟

ناگهان از گوشه‏ اى یک نفر تشخیص داده که باید ما به کودکان دبستانى، از کلاس اول - یا حتّى پیش دبستانی- زبان انگلیسى یاد بدهیم؛ چرا؟ وقتى بزرگ شدند، هرکس نیاز دارد، می رود زبان انگلیسى را یاد مى‏ گیرد.

چقدر دولت انگلیس و دولت امریکا باید پول خرج کنند تا بتوانند این‏طور آسان زبان خودشان را در میان یک ملت بیگانه ترویج کنند؟ ما براى ترویج زبان فارسى چقدر در دنیا مشکل داریم؟ خانه‏ فرهنگ ما را مى‏ بندند، عنصر فرهنگى ما را ترور مى‏ کنند، ده جور مانع در مقابل رایزنى‏ هاى فرهنگى ما درست مى‏ کنند؛ چرا؟ چون در آنجا زبان فارسى یاد مى‏ دهیم. ولى ما بیاییم به دست خود، مفت و مجانى، به نفع صاحبان این زبان- که مایه‏ انتقال فرهنگ آن‏هاست- این کار را انجام دهیم!

البته بنده با فراگرفتن زبان خارجى صددرصد موافقم؛ نه یک زبان، بلکه ده زبان یاد بگیرند؛ چه اشکالى دارد؟ منتها این کار جزو فرهنگ جامعه نشود.

پی نوشت:

اینها حرف های من نبود، حرف های رهبر انقلاب بود که شنیده نشد، در تاریخ 12 اردیبهشت84

بحث بر سر اصل یادگیری زبان نیست بلکه نباید فرهنگ ایرانی به گونه ای شود که دانستن زبان انگلیسی برای کسانی که هیچ احتیاجی به آن ندارند، یک افتخار محسوب شود

مقاله مرتبط: تحلیلی بر بازنمایی ایدئولوژی و سبک زندگی در کتاب های آموزش زبان اینترچینج

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳٠