اشارات فرهنگی

درباره دین | فرهنگ | ارتباطات

از اسلام علوی تا اسلام اموی

چه فرقی می کند که در غدیر پیامبر(ص) دست علی(ع) را بلند کرد

یا در سقیفه مردم بر خلافت ابوبکر اجماع کردند؟

برای امروز من چه فرقی می کند که کدامشان بر حق بودند؟

چرا به جای بحث های روز، در تاریخ مانده ایم؟ چرا به جای وحدت، به مسائل اختلافی می پردازیم؟

به نظر می رسد طرح این ابهامات که از قضا روزی هم آقای هاشمی بخشی از آن را مطرح کردند و موجب اعتراض علما شدند، ناشی از عدم درک کامل ماجرا است

در تاریخ اسلام شاهد سه جریان کلی هستیم:

اسلام علوی، اسلام عمری، اسلام اموی

این سه در «عقاید، احکام و اخلاق» با یکدیگر تفاوت دارند و هر یک خود را نماینده اسلام ناب محمدی می دانند

البته اسلام اموی برآمده از اسلام عمری است، اما به دلیل تفاوت های جدی با آن (به ویژه درباره توجه به اولیای الهی)، می توان آن را یک جریان مستقل برشمرد

حال اگر جریان غدیر حق باشد، به این نتیجه می رسیم که اسلام عمری و اسلام اموی در اعتقادات، احکام و اخلاق در بیراهه سیر می کنند و انسان با پذیرش آن اعتقادات و عمل بر طبق آن احکام، به قرب حقیقی الهی و سعادت ابدی نخواهد رسید

بنابراین تاکید بر حقانیت غدیر در مقابل سقیفه، نه تاکید بر یک قضیه تاریخی صرف، که نشانه ای است بر حقانیت اسلام علوی (در اصول و فروع دین) در مقابل اسلام عمری و اسلام اموی، دلیلی است بر اینکه قرائت علی(ع) و اهل بیت(ع) از اسلام، برابر با اسلام ناب محمدی است و نه قرائت عمر و پیروانش و نه قرائت معاویه و نوادگانش.

پی نوشت:

برخی جریان های کوچکتر در میانه جریان های کلی گفته شده قرار دارند،به عنوان مثال، دارالعلوم زاهدان، در میانه اسلام عمری و اسلام اموی است (بخشی از توسل را می پذیرد و بخشی را رد می کند) یا شیعیان زیدی در میانه اسلام علوی و اسلام عمری هستند (به دلیل عدم پذیرش امام باقر و امام صادق علیهم السلام، فقهشان عمدتا برگرفته از اهل سنت است).

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٠
تگ ها : دین