اشارات فرهنگی

درباره دین | فرهنگ | ارتباطات

من شیعه ام، من سنی ام

واقعی ترین دلیل خیلی ها برای شیعه بودن، شیعه بودن پدرشان است

و واقعی ترین دلیل خیلی ها برای سنی بودن، سنی بودن پدرشان است

یعنی باز هم همان حکایت همیشگی است: «بل نتبع ما وجدنا علیه آباءنا» :ما از دین پدرانمان پیروی می کنیم. (لقمان، 21)

برای گریز از «پدرپرستی» و بت پرستی و رسیدن به «حق پرستی» و خداپرستی، برای شروع تحقیق باید سراغ دلایلی رفت که هر دو گروه شیعه و سنی آنها را قبول دارند، نه اینکه شیعه و سنی هر کدام به روایت های کتاب های خودشان استناد کنند و خودشان را ثابت کنند و به قول معروف: خود گویی و خود خندی ...

 


حالا چه چیزهایی مورد قبول هر دو طرف است؟

قرآن و برخی از احادیث

کار دیگری که می شود کرد این است که از روایات صحیح هر یک، بر ضد خود آن گروه و به نفع آن دیگری دلیل پیدا کرد. این کار درباره اهل سنت راحت تر است چون اکثریتشان کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم را از اول تا آخر صحیح می دانند؛ اما درباره شیعه این طور نیست، 4 کتاب اصلی حدیثی دارند اما هیچکدام را از اول تا آخر صحیح نمی دانند.

به نظرم این طوری سرمان کلاه نمی رود.

مثلا در روش اول؛

(الف) شیعه و سنی قبول دارند که پیامبر(ص) فرمودند: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی... (من در میان شما قرآن و اهل بیتم را به یادگار می گذارم که اگر به آن دو تمسک کنید هرگز گمراه نمی شوید).

البته اهل سنت در روایت دیگری  «و سنتی» هم نقل کرده اند که چون مورد طرف مقابل نیست کنار می رود (ضمن اینکه از نظر خود اهل سنت هم ضعیف تر است).

(ب) شیعه و سنی حدیث کساء را قبول دارند که پیامبر(ص) عبایشان را بر سر چهار نفر کشیدند و همسرشان ام سلمه را هم خارج کردند و فرمودند: خدایا، اینان اهل بیت من هستند.

برخی از اهل سنت اصرار دارند که هرچند آن چهار نفر والاترین اهل بیت هستند اما همسران پیامبر هم جزو اهل بیت هستند؛ ولی چون مورد قبول طرف مقابل نیست کنار می رود (ضمن اینکه بعضی از خود اهل سنت هم آن را نپذیرفته اند).

بنابراین تا اینجا به نظر شیعه و سنی یقینی است که اگر کسی به قرآن و علی(ع) و قاطمه(س) و حسن(ع) و حسین(ع) متمسک بشود هرگز گمراه نمی شود.

این حرف از نظر منطق شیعه و سنی یقینی است.

 

یادداشت مرتبط: از اسلام علوی تا اسلام اموی

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱۳
تگ ها : دین