اشارات فرهنگی

درباره دین | فرهنگ | ارتباطات

وصله های نچسب

نسخه هایی که متفکران و فلاسفه و جامعه شناسان غربی می پیچند، بر فرض صحت، عموما برای جامعه خودشان قابل توصیه است

مثلا سکولاریسم؛
در جامعه خودشان، آن طور که مدعی هستند، کلیسا مانع از پیشرفت علمی می شد، لذا کلیسا و خدای کلیسا را کنار گذاشتند تا پیشرفت کنند

اما در جهان اسلام، اوج تمدن شرق در زمانی بود که مردم به تبعیت از دستور اسلام، به علم آموزی پرداخته بودند؛ بنابراین برای پیشرفت باید به دین بیشتر بها داده شود و نه آنکه کنار گذاشته شود، یعنی سکولاریسم یک وصله نچسب برای ما است

یا مثلا عرفان های نوظهور؛
جامعه غربی به دلیل اعلام مرگ خدا، دچار خلا عاطفی و روحی شد؛ در نتیجه قرصی به نام عرفان های نوظهور ساختند تا این بیماری شان را درمان کنند

اما در جهان اسلام، با بودن خدا در متن زندگی و آرامش بر آمده از «ذکر الله»، آن چنان اضطرابی نبود که نیاز به عرفان های بدلی باشد؛ یعنی عرفان های نوظهور یک وصله نچسب برای ما است

حالا چرا برخی جامعه شناسان ایرانی، نسخه های غربی را برای جامعه ما تجویز می کنند بدون آنکه غرب و شرق و تفاوت آن دو را به درستی بشناسند؟

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٦