اشارات فرهنگی

درباره دین | فرهنگ | ارتباطات

اصالت الوجود بدیهی است یا شهودی؟

ملاصدرا در جایی اصالت الوجود را بدیهی می داند

او در جایی دیگر می گوید من اصالت الوجود را با شهود متوجه شده ام

قاعدتا تعریف اصالت الوجود در این دو جا باید متفاوت باشد که یکبار آن را بدیهی می داند و دیگربار آن را آنقدر سخت می داند که فقط با شهود قابل درک است.

به نظر می رسد اصالت الوجودی که بدیهی است همان تقریر استاد فیاضی از اصالت وجود است و اصالت الوجودی که شهودی است، همان تقریر علامه طباطبایی و آیت الله جوادی و آیت الله مصباح از اصالت وجود است.

استاد فیاضی می گوید: اصالت وجود یعنی حقیقت وجود تحقق بالذات دارد و حقیقت ماهیت تحقق بالغیر دارد و این بدیهی است.

علامه و پیروانش می گویند: اصالت وجود یعنی تحقق خارجی با وجود است و ماهیت سراب (یا شبیه سراب) است.

روشن است که درک مدعای علامه مبنی بر هیچ و پوچ بودن ماهیت به راحتی امکان پذیر نیست و نیاز به شهود دارد.

ظاهرا علامه حرف عرفا (وحدت شخصی: هر چه هست وجود است و ماهیت ها جلوه های وجود است) را پذیرفته اند و سعی کرده اند تا آن را از نظر فلسفی توضیح دهند.

نتیجه این شده است که مطلبی که درک آن نیاز به شهود دارد، به عنوان یکی از مباحث پایه و اصلی فلسفه مطرح می شود و فلسفه را برای بسیاری از طلاب و دانشجویان، و حتی اساتید فلسفه، پیچیده می کند.

استاد عبودیت سعی کرده است با بیان دو معنا برای وجود، به کمک فلاسفه پیرو علامه طباطبایی بیاید و کمی از گنگی اصالت الوجود (با تقریر علامه) بکاهد.

بعدا بیشتر خواهم نوشت.

  
نویسنده : مجید مبینی ; ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٧